من نازنین فاطمه مرادی هستم.امسال کلاس هفتم می روم که همون اول راهنمایی سابق هست !!!
 

نشانگر کتاب

گیره دفتر نشانگر کتاب

ادامه نوشته

يك جرعه معرفت ﴿امثال القرآن﴾


عقرب

در احوالات ذوالنون مصري [1] آورده اند، روزي در كنار رود نيل كژدمي را ديد كه با سرعت به كنار آب آمد. غوكي بر لب آب آمد و كژدم بر پشت آن سوار شد. ذوالنون در حالي كه حيرت زده بود، براي كشف حقيقت با سرعت خود را به آن سوي رود نيل رسانيد. در آن سوي رود كژدم از غوك جدا شد و به سمت درختي حركت كرد كه جواني در زير سايه آن آرميده بود و ماري بزرگ آماده نيش زدن او بود.

كژدم به سمت مار حركت كرد، او را نيش زد و به هلاكت رسانيد. سپس مجدداً بر لب رود نيل آمد و بر پشت غوك كه همچنان كنار ساحل ايستاده بود، نشست و از آب عبور كرد. ذوالنون مي­ گويد: <چون اين منظره را ديدم بسيار حيرت كردم و با خود گفتم: شايد اين مرد از اولياي خدا باشد. خواستم به او تقرب جويم، اما خوب كه دقت كردم ديدم جواني است مست و لايعقل. حيرتم افزون شد. با خود اين­ گونه استدلال كردم كه بنده هر چه قدر هم جفا كند، اما باز رحمت خدا بيشتر است. پس صبر كردم تا جوان بيدار شد و از مستي به درآمد. مرا كه بر بالين خود ديد به پايم افتاد و پرسيد: من گنه­كار چه كرده ­ام كه تو در حقم اكرام كرده ­اي و بر بالينم آمده ­اي؟... جريان مار را برايش تعريف كردم.

جوان رو به آسمان كرد و با استغاثه گفت: الهي! لطف تو با مستان چنين است، با دوستان چگونه خواهد بود؟... پس در رود نيل غسل كرد و رو به باديه نهاد و به مجاهدت مشغول شد.[2]

و حقيقت امر نيز جز اين نيست كه <هركه را لطف الهي بنوازد، ارشاد و هدايت، او را چنين سازد>.

قال رسول­ الله (ص):

<انّ من الشّرّ بحكمة؛ برخي از شرها و آزارها، داراي حكمت است>. [3]

نا اميدم مكن از سابقه­ لطف ازل        تو پس پرده چه داني كه، كه خوب است و كه زشت

پی نوشت :

[1]. از عرفاي نيمه قرن سوم هجري.

[2]. ر.ك؛ سيد سديد الدين محمد عيوضي، گزيده جوامع الحكايات و لوامع الروايات، ص 46.

[3] . شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 379.

منبع: ماهنامه نامه جامعه، شماره بیست و سوم.

شاید به همین زودی----

 انشاء الله به زودی صفحه اول روزنامه ها وسایتها

 بیش از همیشه دعا کنیم

وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ‌ (186)

و هر گاه بندگان من ، از تو در باره من بپرسند ، [ بگو ] من نزديكم ، و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى‏كنم ، پس [ آنان ] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند ، باشد كه راه يابند .

﴿البقرة، 186﴾

 

جهت تعجیل در فرجش صلوات . . .

نمونه تصویر در سایز کوچک

برای دانلود تصویر در سایز اصلی 3.33در 2.22 مترروی تصویر کلیک نمایید

به نام خدا


مهربانیت را به نسیم می سپارم تا عالمیان بدانند که تو مهربانترینی
روزت مبــــارک مظهر محبت بی منت

بدون شرح !!!!!!!

´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´
´´´´´´¶¶´´´´¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶´¶¶¶¶´´
´´´´´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶´¶¶´´´´¶´
´´´´´´¶´´´´´´´´´´¶´¶¶¶¶¶¶´´´¶´
´´´´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶¶´
´´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´
´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´´
´¶¶¶´´´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´
´´´¶´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´
´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´¶´´
´´¶¶¶´´´´´´´´´¶¶¶´´´´¶¶´´´¶¶´´
´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´
´´´´´´´¶¶¶´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´´´
´´´¶¶¶¶¶´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´
´´´¶´´´´¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶´´´¶´´´´´
´´´¶´´´´¶¶¶´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶´´´´
´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶´´´¶¶´´
´´¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶´´
´¶´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´¶´´
´´¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´¶´´
´´¶¶´´´´´´´¶¶´´´´¶¶´´´´´´¶¶´´´
´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´

ادامه نوشته

آموزش ساخت گل با پارچه نمدی

آموزش بدلیجات

ادامه نوشته

آموزش بافت گل تزیینی با قلاب


آموزش بافت گل تزیینی با قلاب

ادامه نوشته

کوسن گل

Cushion 1 کوسن گل

ادامه نوشته

نشانگر کتاب

گلی بسیا زیبا

*تاپیک جامع دکوراسیون و کاردستی ها*

ادامه نوشته

آموزش قلاب بافی

آموزش قلاب بافی

ادامه نوشته

در تصویر زیر 11 صورت ادم وجود دارد.

در تصویر زیر 11 صورت ادم وجود دارد.

 

جدیدترین تست هوش تصویری

 

اگر بتوانید در کمتر از 30ثانیه 11 تا 10 صورت را پیدا کنید دارای یک حس بینایی فوق العاده ای هستید.

 

ادامه نوشته

مــــــــادر

تاج از فرق فلک برداشتن
جاودان آن تاج بر سر داشتن

در بهشت آرزو، ره یافتن
هر نفس شهدی به ساغر داشتن

روز در انواع نعمت ها و ناز
شب بتی چون ماه در برداشتن

صبح از بام جهان چون آفتاب
روی گیتی را منور داشتن

شامگه چون ماهِ رویا آفرین
ناز بر افلاک اختر داشتن

چون صبا در مزرع سبز فلک
بال در بال کبوتر داشتن

حشمت و جاه سلیمانی یافتن
شوکت و فر سکندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زیستن
ملک هستی را مسخر داشتن

بر تو ارزانی که ما را خوش تر است
لذت یک لحظه مادر داشتن !


شعر از زنده یاد فریدون مشیری


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

جزء سی قرآن کریم جهت سهولت در یادگیری کودکان و نوجوانان انتخاب شده است.



برای روخوانی قرآن به صورت آنلاین روی تصویر زیر کلیک کنید.


به خاطر مهمان (داستانی از حضرت علی علیه السلام)

به خاطر مهمان:

نویسنده: مجید ملا محمدی

حضرت علی(ع) خیلی ناراحت بود. یونس گفت: «شاید بچّه هایش مریض هستند!» دوستش سالم گفت: «نکند برای همسرش حضرت زهرا(س) اتّفاقی افتاده باشد!»
همه نگران بودند. آن ها قرار گذاشتند وقتی به دیدن حضرت علی (ع) رفتند، دلیل این ناراحتی را بپرسند. ظهر که شد، همه پا به مسجد گذاشتند. در آن جا وقتی نگاه هر کدام از آنها به حضرت علی(ع) افتاد، دوباره تعجّب کردند. چهرۀ حضرت هنوز هم غمگین بود.
سرانجام، یونس طاقت نیاورد. جلو رفت و پرسید: «ای امیر مؤمنان، ما امروز شما را ناراحت و غمگین دیدیم. نکند اتّفاق بدی افتاده است؟»
حضرت علی (ع) لبخند کم رنگی زد و جواب داد:
«هفت روز است که هیچ میهمانی به خانه ی ما نیامده است! برای همین ناراحت هستم.»
یونس ناراحت شد و پیش دوستان خود برگشت. وقتی ماجرا را تعریف کرد، آن ها هم ناراحت شدند. چون حضرت علی(ع) به مهمان های خود احترام زیادی می گذاشت.



به مناسبت تولد حضرت فاطمه سلام الله علیها

قبل ازتولد
او تصمیم خود را گرفته بود ومی خواست با مردی ازدواج کند که نامش محمد بود .
که به او محمد امین هم می گفتند واز بهترین مردان عرب بود.
این بانو نامش خدیجه بود ویکی از ثروتمند ترین زنان زمان خود بود وچون محمد برخلاف او دارائی چندانی نداشت دوستان وفامیل آن بانو همه به او پشت کردند ودیگر با او رفت و آمد نکردن وبه خانه اش نمی رفتند برای همین او بسیار تنها شد وتنها دلخوشی او همسرش محمد پیامبر خدا بود


اما خدای مهربان چون این بانوی بزرگ را بسیار دوست داشت به او دختری هدیه کرد به نام فاطمه که برترین زنان عالم بود زمانی که او در شکم مادرش بود با مادر صحبت می کرد و او را از تنهائی در می آورد.
روزی پیامبر خدا به خانه آمدند ودیدند که حضرت خدیجه (س) باکسی صحبت می کنند.
از او پرسید با چه كسى صحبت مى‏كنى گفت: با اين فرزند كه در شكم من است و دوست تنهايى من است. پيامبر خدا فرمود: اى خديجه اكنون جبرئيل به من خبر داد كه اين فرزند دختر است و نسل پاک سادات از اوست. و دوازده امام از نسل او خواهند بود و اين ائمه پس از من حجت خدا بر عالم مى‏باشند.
زمان تولد حضرت فاطمه رسید ولی کسی به کمک حضرت خدیجه نیامد واو بسیار تنها بود تااین که چهار زن را دید که برای یاری او از طرف خدا آمده بودند. یکی از آن ها مریم مادر حضرت عیسی (ع) و دیگری آسیه همسر فرعون سومین بانو همسر حضرت ابراهیم و چهارمی صفورا دختر پیامبرخداشعیب بود این چهار بانوی بزرگ خدیجه (س) را در تولد بهترین بانوی عالم یاری کردند. هنگام تولد این کودک نوری شرق وغرب عالم را فرا گرفت. فرشتگان آسمانی او را لباسی سفید پوشاندند وبه بوی خوش معطرش ساختند ودست بر لبانش گذاشتند.
نوزاد به حرف آمد و فرمود:شهادت می دهم به یکی بودن خدا، شهادت میدهم به حضرت محمد و حضرت علی جانشین او و...
وبعد از آن سلام دادند به آن چهار بانو و آن چهار بانو هم او را مورد مهر ومحبت خود قرار دادند وبه حضرت خدیجه (س)، تولد دختر ش فاطمه (س) را تبریک گفتند و فرشتگان آسمانی هم با خوشحالی این خبر خوش را به آسمان ها بردند.

آشنایی با پیامبران الهی



ابراهیم و خدایان کور و کر

حضرت ابراهیم (ع) از پیامبران بزرگ خداست. او پدر و جد بسیاری از پیامبران، از جمله حضرت محمد(ص) است. در قرآن کریم از او بارها سخن گفته شده است. سوره ی چهاردهم قرآن کریم به نام حضرت ابراهیم (ع) است.
4000 سال پیش، کنار رودخانه ی فرات در شهر اور، پسری به دنیا آمد به نام ابراهیم. مردم در آن روزگار از سنگ و چوب مجسمه هایی می ساختند و آنها را می پرستیدند. ابراهیم می دانست آنها اشتباه می کنند مگر یک تکه سنگ یا چوب می تواند خدا باشد؟


 این چطور خدایی است که نه می بیند و نه می شنود؟ خدای ابراهیم زنده بود. نمی شد او را توی یک اتاق گذاشت و بیرون رفت.او در قلب ابراهیم بود و صدای ابراهیم را می شنید؛ کافی بود صدایش کند. ابراهیم همه ی عمر درباره ی خدای حقیقی خود با مردم حرف زد؛ اما آنها به او خندیدند و مسخره اش کردند. ابراهیم در کودکی پدرش را از دست داده بود و با عمویش، آزر، زندگی می کرد که او هم مانند بقیه ی مردم بت پرست بود اولین کسی که ابراهیم او را به سوی خدا دعوت کرد، آزر بود. او حرف های ابراهیم را نپذیرفت و از ترس نمرود، او را از خانه اش بیرون کرد. ولی ابراهیم که از نسل پیامبری چون نوح بود، مانند او باایمان بود و دست از تلاش برنداشت . یک صبح بهاری، وقتی که همه ی مردم شهر برای جشن به صحرا رفته بودند، ابراهیم وارد بتکده شده و به جز بت بزرگ همه بتها را خُرد کرد.



 سپس تبرش را بر دوش بت بزرگ گذاشت و از آنجا خارج شد. روز بعد وقتی مردم با بت های شکسته روبرو شدند فهمیدند که شکستن بت ها کار ابراهیم است؛ زیرا او تنها کسی است که در شهر تنها مانه بود. ابراهیم به مردم گفت:«مگر تبر بر دوش بت بزرگ نبود؟ خُب شاید او این بلا را بر سر بت های دیگر آورده باشد! چرا از او نمی پرسید؟» آن ها گفتند:«بت که حرف نمی زند و کاری نمی کند. چطور می تواند بت ها را بشکند؟» ابراهیم گفت:«شما می دانید که بت هایتان هیچ کاری نمی توانند بکنند و باز هم آنها را می پرستید؟» تعدادی از مردم با شنیدن این حرف به فکر فرو رفتند ولی چیزی نگفتند. نمرود، پادشاه ستمگر، دستور داد هیزم فراوانی جمع کنند و ابراهیم را در آتش بسوزانند. سربازان نمرود آتش بزرگی درست کردند. آتش چنان سوزان بود که هیچ کس نمی توانست به آن نزدیک شود. آن ها ابراهیم را با منجنیق به درون آتش انداختند. اما خدا به آتش گفت سرد شود و آسیبی به ابراهیم نرساند.


نمرود که دید ابراهیم هنوز زنده است، او را از شهر بیرون کرد.
چشمه ی زمزم، هدیه ی خدا به اسماعیل
ابراهیم همسری به نام هاجر وکودکی به نام اسماعیل داشت. او به دستور خدا آنها را به سرزمین مکه برد، برایشان مقداری آب و غذا فراهم کرد و بعد ترکشان کرد. مدتی که گذشت، آب و غذای مادر و فرزند تمام شد. اسماعیل تشنه بود. هاجر به دنبال آب به راه افتاد. وقتی به کوه روبرو نگاه کرد احساس کرد چشمه ی ابی می بیند. اما وقتی خودش را دوان دوان به آن جا رساند، متوجه شد که اشتباه کرده است. چیزی که دیده بود، آب نبود، سراب بود. گریه ی کودک هر لحظه بیشتر می شد. مادر چندین بار بین کوهها از این طرف به آن طرف دوید؛ اما آبی نیافت. سرانجام بی رمق در گوشه ای افتاد. ناگاه دید زیر پای اسماعیل چشمه ای در حال جوشیدن است. چشمه ی زمزم، هدیه ی خدا به هاجر واسماعیل بود. چشمه پرآب و پر اب تر می شد.


 چشمه ی زمزم هنوز باقی است و افرادی که به زیارت کعبه می روند، از آب آن می نوشند وبرای عزیزان خود سوغات می آورند.

کعبه، ساخته ی ابراهیم و اسماعیل
هنگامی که حضرت اسماعیل(ع) به سن جوانی رسید، خداوند به حضرت ابراهیم (ع) فرمان داد که به مکه برود و با کمک اسماعیل خانه ی خدا را بازسازی کند. خانه ی خدا که به دست حضرت آدم ساخته شده بود، اکنون نیاز به تعمیر داشت و دیوارها باید بالاتر می رفت. حضرت اسماعیل(ع) از کوه سنگ می آورد و حضرت ابراهیم(ع) دیوار خانهی خدا را می چید. هنگامی که ابراهیم و اسماعیل ساختن کعبه را تمام کردند، به زیارت آن پرداختند. اکنون هر سال میلیون ها نفر از سراسر جهان به سرزمین مکه می روند ودور خانه ی خدا می گردند.

نگاهی کوتاه به زندگی حضرت فاطمه معصومه سلام الله

پاک و بی گناه

نگاهی کوتاه به زندگی حضرت فاطمه معصومه سلام الله
بوی بهار کوچه های مدینه را پر کرده بود صدای دختر کوچولوی نجمه خاتون در اتاق پیچید خاندان پیامبر دخترها را دوست داشتند و تولد این دختر در پنجمین روز فروردین حتماً هدیه ی خوبی بود و همه را خوشحال کرده بود. نامش را فاطمه گذاشتند در آن زمان رسم بود که هر کس را لقبی می دادند و امام رضا(ع) به او لقب معصومه یعنی پاک و بی گناه داده بود. حضرت معصومه 25 سال از برادرش کوچکتر بود اما همیشه یار و همدم او بود. هنوز 6 سال بیشتر نداشت که پدرش امام موسی کاظم (ع) به دست هارون به شهادت رسید اما حضرت معصومه برادری مثل امام رضا (ع) داشت و این، غم شهادت پدر را کم می کرد. 20 سال بعد وقتی که مأمون عباسی به حکومت رسید دستور داد امام رضا(ع) را به زور به شهر مرو در ایران بیاورند. حضرت معصومه نتوانست دوری برادر را بیش از یک سال تحمل کند. در نتیجه همرا تعدادی از افراد خانواده به سمت مرو حرکت کرد تا امام رضا(ع) راببیند. وقتی به شهر ساوه رسیدند سربازان مأمون به آن ها حمله کردند و عده ای از همراهان آن ها را به شهادت رساندند. حضرت معصومه در حالیکه از غم و غصه بیمار شده بود به اطرافیان گفت مرا به شهر قم ببرید. زیرا که از پدرم شنیدم که قم مرکز شیعیان ماست. بزرگان قم وقتی که خبردار شدند که خواهر امام رضا(ع) میهمان شهر آن هاست با شادی به استقبالش رفتند. حضرت معصومه در میان شور و احساسات مردم به این شهر وارد شد و در منزل یکی از مؤمنان به نام موسی بن خَزرج ساکن شد خانه ی موسی هنوز هم باقی است و در خیابان انقلاب اسلامی، میدان میر، خیابان عمار یاسر قرار دارد. حضرت معصومه (س) 17 روز در شهر قم ماند. اما بیماری اش شدید بود و به خاطر درازی راه و غصه زیاد ضعیف شده بود. سرانجام هم در یک غروب غم انگیز و سرد آذرماه کوچه های سرد و باران زده قم را ترک کرد و پیش خدا رفت. حضرت معصومه روزی که فوت کرد فقط 28 سال داشت. چند سال بعد وقتی که حضرت زینب دختر امام جواد(ع) به قم آمد بر مزار او گنبدی ساخت. اکنون شیعیان از سرتاسر جهان برای زیارت مزار او به شهر قم می آیند.


 

 

روز مادر نزدیک است از الان به فکر باشید

می خوایم یک هدیه دیگه برای روز مادر درست کنیم

شما یک عکس نیاز دارید تا پازلی زیبا درست کنید

شما به تعدادی چوب بستنی یا نی نیاز دارید

به همراه یک عکس زیبا و چسب

شما باید چوب بستی ها رو کنار هم بذارید و عکس رو روی اون بچسبونید

حالا وقتی که خوب چسبید شروع کنید ببرید

به طوری که هر چوب بستنی یک قسمت از پازل میشه

حالا پازل ما اماده هست

شما می تونید این هدیه زیبا رو به مادران مهربان تقدیم کنید

خواب رياضي (  اونم ریاضی ششم !!!!  )

باز هم خواب رياضي ديده ام                       خواب خطهاي موازي ديده ام

خواب ديدم ميخورم ايگرگ زگوند                  خنجر ديفرانسيل ها گشته كند

از سر هر جايگشتي مي پرم                      دامن هر اتحادي مي درم

گوش هر ايگرگ وشي را ميجوم                   شيب هر خط را به شوقي مي دوم

دست و پاي بازه ها را بسته ام                    از كمند منحني ها رسته ام

گاه در زندان قدر مطلقم                              گه اسير زلف حد و مشتقم

گاه خطها را موازي ميكنم                           با توانها نقطه بازي ميكنم

 لشكري تمرين دارم بي شمار                       تيغي از فرمول دارم در كنار

ناگهان ديدم توابع مرده اند                            پاره خط ها،نقطه ها،پژمرده اند

از لگ و بسط و نپر آثار نيست                        رد پايي از خط و بردار نيست

كاروان جذرها كوچيده است                         استخوان كسرها پوسيده است

هيچكس را زين مصيبت غم نبود                    صفرصفرم هم دگر مبهم نبود

آري آري خواب افسون مي كند                    عقده را از سينه بيرون ميكند

مردم از اين ايكس و ايگرگ داد و داد             روز هاي بي رياضي ياد باد

کتابخانه کودکان

ادامه نوشته

شیوه ی ارزشیابی فارسی وهدیه های آسمان پایه ی ششم(کتاب ورق زن)

شیوه ی ارزشیابی فارسی وهدیه های آسمان پایه ی ششم(کتاب ورق زن)


برای دریافت شیوه نامه ی فارسی روی تصویرزیرکلیک کنید .

                  برای دریافت شیوه نامه ی هدیه های آسمان روی تصویرزیرکلیک کنید .


http://sakhtkoshan-sjt.blogfa.com

کتاب معلم کلاس ششم دبستان






دانلود کتاب آموزش تصویری کار با Word 2007

دانلود کتاب آموزش تصویری کار با Word 2007


دانلود کتاب آموزش تصویری کار با Word 2007

دانلود رایگان ۲.۱۴ مگابایت

نور الاحکام – آموزش تصویری رساله توضیح المسایل قسمت دوم

نور الاحکام – آموزش تصویری رساله توضیح المسایل 

دوستات برای دانلودقسمت دوم

تصویری رساله توضیح المسایل به ادامه مطلب بروید>>


 نور الاحکام   آموزش تصویری رساله توضیح المسایل

ادامه نوشته

نور الاحکام – آموزش تصویری رساله توضیح المسایل قسمت اول

نور الاحکام – آموزش تصویری رساله توضیح المسایل 

دوستات برای دانلودقسمت اول

تصویری رساله توضیح المسایل به ادامه مطلب بروید>>

 نور الاحکام   آموزش تصویری رساله توضیح المسایل

منبع :زهرامدیا

ادامه نوشته

مکعب مغناطیسی و کعبه ...

http://8pic.ir/images/tkr0aax68t1ejcxxfah.jpg


وقتی یک مکعب مغناطیسی را در بین انبوهی از براده های آهن قرار دهید ،

تصویر بالا ایجاد میگردد


سبحان الله

سبحان الله
سبحان الله

معما و تست هوش

معما و تست هوش

>>آزمون ورودي دانشگاه ايرلند

>>یک تست هوش وحشتناك

>>معمایی از بیل گیتس

>>معمای سکه ها

>>کاشف بي باک

>> معما انشتین

>>جهانگرد

>>مردی میان دانه های قهوه

>>زندان

>>هوش خود را بیازمایید

>>تست هوش 1

>> تست هوش2

>> تست هوش3

>>تست هوش عکس

>>یــــک تـسـت روانشناسی مهم!

 
  BLOGFA.COM