من نازنین فاطمه مرادی هستم.امسال کلاس هفتم می روم که همون اول راهنمایی سابق هست !!!
 

ساعت اشتراکی ( معمای دکتر حسابی )

    ساعت اشتراکی 

سه نفر برای خرید ساعتی به یک ساعت فروشی مراجعه میکنند. قیمت ساعت 30 هزار تومان بوده و هر کدام نفری 10 هزار تومن پرداخت میکنند تا آن ساعت را خریداری کنند

بعد از رفتن آنها ، صاحب مغازه به شاگردش میگوید قیمت ساعت 25 هزار تومان بوده. این 5 هزار تومان را بگیر و به آنها برگردان

شاگرد 2 هزار تومان را برای خود بر میدارد و 3 هزار تومان باقیمانده را به آنها برمیگرداند. (نفری هزار تومان)

حال هر کدام از آنها نفری 9 هزار تومان پرداخت کرده اند . که 3*9 برابر 27 میشود

این مبلغ به علاوه آن 2 هزار تومان که پیش شاگرد است میشود 29 تومان

هزار تومان باقیمانده کجاست ؟

گیر افتادی؟؟؟؟؟

سردی و گرمی اجسام  

میزان سردی و گرمی یک جسم با دما سنجیده می شود . پس وقتی می گوییم یک جسم سرد است ، یعنی جنبش ذرّات تشکیل دهنده ی آن مادّه کم است .   

هر چه دمای ماده بالاتر باشد ، جنبش ذرّات آن بیشتر بوده و گرم تر خواهد بود .  

می توان گفت :  

دما معیاری برای بیان شدّت جنبش ذرّات یک مادّه است .  

با افزایش دما شدّت جنبش ذرّات مادّه افزایش می یابد .

در انیمیشن زیر می توانید باتغییر دما ، تغییرات انجام شده در جنبش ذرّات مادّه را مشاهده کنید .   

روی تصویر زیر کلیک کنید .

می توان

میتوان با یک گلیم کهنه هم

روز را شب کرد و شب را روز کرد

می توان با هیچ ساخت

می توان صد بار هم

با لبی خندانتر از یک شاخه گل

مهربانی را، خدا را، عشق را تفسیر کرد

می توان بی رنگ بود همچو آب چشمه ای پاک و روان

می توان در فکر باغ و دشت بود عاشق گل دشت بود

می توان در دفتر فردا نوشت خوبی از هر چیز دیگری بهتر است

اتل متل یه مورچه

اتل متل یه مورچه / قدم می زد تو کوچه

 اومد یه کفش ولگرد / پای اونو لگد کرد   

مورچه پا شکسته / راه نمی ره نشسته با برگی پاشو بسته 

 نمی تونه کار کنه دونه هارو بار کنه / تو لونه انبار کنه

مورچه جونم تو ماهی / عیب نداره سیاهی / خوب بشه پات الهی

داستان چهار شمع

شمع ها به آرامی می سوختند، فضا به قدری آرام بود که می توانستی صحبتهای آن ها را بشنوی.
ادامه نوشته

با فوم بسازید(کاردستی)

با فوم بسازید(کاردستی)

ادامه نوشته

من و دندانم


خداى مهربان، به من دندان داده است. دندان هايم سفيدند، مثلِ مرواريد.

من با دندا نهايم غذا را می جَوَم.

دندا نهايم را دوست دارم و مواظب آنها هستم.

چيزهاى سفت را با دندانم نمی شكنم.

ماست و شير می خورم تا دندا نهايم محكم و سالم بمانند .

چيزهاى خيلى سرد و خيلى گرم را با هم نمی خورم،
تا دندا نهايم خراب نشوند.

بعد از غذا مسواك می زنم، تا ريزه هاى غذا لاى دندان هايم نماند و دهانم تميز و خو شبو باشد.

دندان من،

من با تو مهربانم،

قدر تو را می دانم.

جدول قرآني  

 در جدول زير نام چند پيامبر آمده است. آن ها را  پيدا كنيد.

      توجه:از يك حرف مي توانيد چندين بار استفاده كنيد.

     

ق

م

ه

د

ن

ح

و

ي

ف

ل

س

ط

ص

ا

ب

ع

ر

ش

ز

ك

خطبه بدون الف امیرالمومنین (ع)!

باز هم از خطبه های عجیب امیرالمومنین (ع) در ادامه ی مطلب!

خطبه بدون الف

ادامه نوشته

رو ابـــرهـــا کلیک کــن !!!

 

خــوش اومــــدی

تـــو وبـلــاگ دنــبــال چـــی مــیــگــردی؟

رو ابـــرهـــا کلیک کــن !!!

                     

(زخمی غربت) - (حیات ابدی) - (عطر حرم)

1ـ زخمی غربت
در چشمه ی جاری ات جلا می دهی ام
آیینه ای از نور خدا می دهی ام
ای بسته ی گوشه ی ضریحت دل من
من زخمی غربتم شفا می دهی ام؟

2ـ حیات ابدی
ای عشق تو معنی حیات ابدی
در پیش تو نیست مهر عالم عددی
آشفته و بی شكیب، افتاده دلم
در پای تو یا ضامن آهو مددی

3ـ عطر حرم
من خدمت چشم تو ارادت دارم
یك لحظه عنایتی، كه حاجت دارم
عطر حرم از ضجه ی من می ریزد
ابری است دلم، شور زیارت دارم

سپیده هشتمین

سپیده هشتمین

درود بر تو
اى هشتمین سپیده
- اگر از سایه ساران درود مى پذیرى-
باران نیز به اِزاى تو پاك نیست.
و بر ما درود
- اگر فاصله خویشتن تا تو را ،
تنها بتوانیم دید-
اى آفتاب،
ما آن سوى ذرّه مانده ایم!

من آن پرنده مهاجرم
كه هزار سال پریده است
اما هنوز،
سواد گنبدت
پیدا نیست.
آوخ كه بال كبوتران حَرَمت
از چه تیرهاى زهرآگین خسته است
شكسته است.

رابطه جالب ریاضی

 

گالري عكس حرم بصورت فلش

:: تصاویر رضوی

گالري عكس حرم بصورت فلش 

تقلید


یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی! چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار
مهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی !
بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره
خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه ...
مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن قهوه رو که میارن
یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
خرسه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی
اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که
بندازنش بیرون خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه
کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه
مجبوری پررو بازی دربیاری!!!!!!!!؛
نکته مدیریتی : قبل از تقلید از دیگران منابع خود را به دقت ارزیابی کنید

دو قورت و نيمش باقي است

دو قورت و نيمش باقي است
ضرب المثل بالا دربارۀ کسي به کار مي رود که حرص و طمعش را معيار و ملاکي نباشد و

بيش از ميزان قابليت و شايستگي انتظار تلطف و مساعدت داشته باشد. عبارت مثلي بالا از جنبه

 ديگر هم مورد استفاده و اصطلاح قرار مي گيرد و آن موقعي است که شخص در ازاي تقصير

 و خطاي نابخشودني که از او سرزده نه تنها اظهار انفعال و شرمندگي نکند بلکه متوقع نوازش

 و محبت و نازشست هم باشد.

ادامه نوشته

علي اي هماي رحمت

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را
 
که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را
 
دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين
 
به علي شناختم به خدا قسم خدا را
 
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
 
چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را 

ادامه نوشته

مجسمه های سه بعدی کاغذی

Paper Birds

ادامه نوشته

خدایا فرج امام زمان را نزدیک کن

خدایا فرج امام زمان را نزدیک کن

 
..:::اللهم عجّل لوليك الفرج:::..
http://basijetooran.persiangig.com/logo/basijetooran.gif 

بدون شرح

ببخشید ...

بینیش انگار شکسته بود و خون زیادی از روی لبها و چانه هایش به روی زمین می ریخت  , زخم عمیقی قسمتی از صورتش را پوشانده بود ,اطراف چشمش حسابی  ورم کرده وخون آلود بود , به سختی می شد مردمک چشمانش را دید , مرد  سعی کرد صورتش را جلوتر ببرد تا بلکه بهتر بتواند مردمک چشمانش را ببیند ,چند لحظه ای خیره شد ,احساس کرد چند نفر از رو برو سنگ پرتاب می کنند و شاید باخنده هم حرفی را تکرار می کردند , بغض گلوی مرد را می فشرد  و خواست تا صورتش را نوازش کند , همینطور که دستانش را به طرف صورت زن می برد, پیش گوشش صدایی  شنید

ببخشید ... ببخشید آقا به تابلوها دست نزنید .

 
  BLOGFA.COM