آشنایی با پیامبران الهی
|
|
ابراهیم و خدایان کور و کر |
|
حضرت ابراهیم (ع) از پیامبران بزرگ خداست. او پدر و جد
بسیاری از پیامبران، از جمله حضرت محمد(ص) است. در قرآن کریم از او بارها
سخن گفته شده است. سوره ی چهاردهم قرآن کریم به نام حضرت ابراهیم (ع) است.
|
|
این چطور خدایی است که نه می بیند و نه می شنود؟ خدای ابراهیم زنده بود. نمی شد او را توی یک اتاق گذاشت و بیرون رفت.او در قلب ابراهیم بود و صدای ابراهیم را می شنید؛ کافی بود صدایش کند. ابراهیم همه ی عمر درباره ی خدای حقیقی خود با مردم حرف زد؛ اما آنها به او خندیدند و مسخره اش کردند. ابراهیم در کودکی پدرش را از دست داده بود و با عمویش، آزر، زندگی می کرد که او هم مانند بقیه ی مردم بت پرست بود اولین کسی که ابراهیم او را به سوی خدا دعوت کرد، آزر بود. او حرف های ابراهیم را نپذیرفت و از ترس نمرود، او را از خانه اش بیرون کرد. ولی ابراهیم که از نسل پیامبری چون نوح بود، مانند او باایمان بود و دست از تلاش برنداشت . یک صبح بهاری، وقتی که همه ی مردم شهر برای جشن به صحرا رفته بودند، ابراهیم وارد بتکده شده و به جز بت بزرگ همه بتها را خُرد کرد.
|
|
سپس تبرش را بر دوش بت بزرگ گذاشت و از آنجا خارج شد. روز بعد وقتی مردم با بت های شکسته روبرو شدند فهمیدند که شکستن بت ها کار ابراهیم است؛ زیرا او تنها کسی است که در شهر تنها مانه بود. ابراهیم به مردم گفت:«مگر تبر بر دوش بت بزرگ نبود؟ خُب شاید او این بلا را بر سر بت های دیگر آورده باشد! چرا از او نمی پرسید؟» آن ها گفتند:«بت که حرف نمی زند و کاری نمی کند. چطور می تواند بت ها را بشکند؟» ابراهیم گفت:«شما می دانید که بت هایتان هیچ کاری نمی توانند بکنند و باز هم آنها را می پرستید؟» تعدادی از مردم با شنیدن این حرف به فکر فرو رفتند ولی چیزی نگفتند. نمرود، پادشاه ستمگر، دستور داد هیزم فراوانی جمع کنند و ابراهیم را در آتش بسوزانند. سربازان نمرود آتش بزرگی درست کردند. آتش چنان سوزان بود که هیچ کس نمی توانست به آن نزدیک شود. آن ها ابراهیم را با منجنیق به درون آتش انداختند. اما خدا به آتش گفت سرد شود و آسیبی به ابراهیم نرساند.
|
|
نمرود که دید ابراهیم هنوز زنده است، او را از شهر بیرون کرد.
|
|
چشمه ی زمزم هنوز باقی است و افرادی که به زیارت کعبه می روند، از آب آن می نوشند وبرای عزیزان خود سوغات می آورند. کعبه، ساخته ی ابراهیم و اسماعیل |