نظر خودتان را بنويسيد .
هدیه های آسمانیت می افتی ؟
نظر خودتان را بنويسيد .
علي بود و همراز او فاطمه و درپيش آنها سه فرزند خردسالشان
همه روزه بودند و در انتظار كه رويد گل نازنين اذان
همه روزه بودند و افطار شد و يك سفره ي ساده روي زمين
دو تا قرص نان بود و يك كاسه شير و يك كاسه ي آب،تنها همين
فقيري به در زد:(كسي خانه نيست؟)) ((من بينوا را كمي نان دهيد))
صدايش كه بوي غم و درد داشت به گوش همان روزه داران رسيد
نگاهي به يكديگر انداختند گل خنده بر چهره ها نقش بست
و تصوير تصميمي از همدلي بر آن چهره هاي خدايي نشست
علي از سرسفره برخاست زود به يك دست نان و به يك دست شير
غذا را علي برد تا پشت در نبايد گرسنه بماند فقير
سر سفره جز ان پنج گل خدا بود و آواز مهتاب بود
همه روزه بودند و افطارشان به جز مهرباني فقط آب بود