معما

به نام خدا
معما:
1-افرادی شامل یک پدر و مادر و دو پسر و دو دخترشان، همراه یک پلیس و زندانی باید از رودخانه ای رد شوند؛ اما قایق کوچکی در کنار رودخانه است که هربار حداکثر دو نفر می توانند سوار آن شوند.این در حالی است که آنها شرایط ویژه ای نیز دارند به این ترتیب که پدر نمی تواند در غیاب مادر با هیچکدام از دخترها باشد و مادر هم نمی تواند در غیاب پدر با هیچکدام از پسرهایش باشد. همچنین زندانی نمی تواند در غیاب پلیس با هیچکدام از افراد خانواده باشد.تنها پلیس،پدر و مادر می توانند قایق را برانند. به نظر شما آنها چگونه می توانند از رودخانه عبور کنند؟
2- پزشکی در کرمان برادری در شیراز دارد که وکیل است اما آن وکیل اصلاً برادری ندارد که در کرمان پزشک باشد.چطور چنین می شود؟
3- مردی عکسی را برمی دارد و می گوید:« من برادر یا پسری ندارم ، اما پدر صاحب این عکس، پسر پدرم است.» صاحب عکس چه کسی بوده است؟
********************************************
لطیفه:
به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی، از یک روانپزشک پرسیدم: شما چطور می فهمید که یک بیمار روانی به بستری شدن در بیمارستان نیاز دارد ؟
روانپزشک جواب داد:« ما وان حمام را پر از آب می کنیم و یک قاشق چایخوری یک فنجان و یک سطل جلوی بیمار می گذاریم و از او می خواهیم که آب وان را خالی کند.»
من گفتم:« آهان! فهمیدم ، آدم عادی سطل را که بزرگ تر است برمی دارد..»
روانپزشک گفت:« نه ، آدم عادی درپوش زیرآب وان را برمی دارد.شما می خواهید تخت تان کنار پنجره باشد؟»