پیراهن سبز بهشتی
قصه کودکانه:
فاطمه (سلام الله علیها) در خانه یك پیراهن ساده داشت. پدر برای ازدواج او با علی (علیه السلام) یك پیراهن نو به خانه آورد.فاطمه (سلام الله علیها) به آن نگاه كرد.پارچه نرم و لطیفی داشت.آن را كنار گذاشت تا چند لحظه بعد
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
تابلوی بافتنی
شما می توانید این کاردستی زیبا را در اتاقتان نصب کنید و همیشه از دیدن آن لذت ببرید.
بریم ادامه ی مطلب...
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
مورجه ها هم ریاضی می دانند!
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
/*\ آموزش نماز برای کودکان /*\
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
گل کاغذی
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
طرز بستن بند کفش
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
نماز
نماز
ای کودک خوش خبر ای دختر و گل پسر
وقت نماز خوندنه بگو الله ا کبـــــــــــر
وقت نماز رسیده گوشات چه خوب شنیده
صدای بنگ اذان لباس بپوش پا کیــــزه
خبر بده به دوستات با شادی و با نشاط
برو به سمت مسجد تا مستجاب شه دعات
به سمت قبله بایست صف نماز دیدنیست
نیت و تکبیر گوی برتر از او کسی نیست
سوره ی حمد بخوان با نام پاک رحمان
بعدش بخوان یه سوره ای کودک مسلمان
الله اکبر بگــــــــو برو به سمت رکوع
سبحان ربی بگو بعدش بایست با خشوع
حالا برو به سجده که جات توی بهشت
خدا چه نزدیک شده ثواب برات نوشته
حالا باید بشینی تا آرامش ببینی
بعدش سجده ی دوم ببین تو بهترینی
رکعت اول تمام برو به سوی قیام
رکعت دومین را ادا بکن با امام
حالا تشهد بخوان دو رکعتت شد تمام
صل علی محمد نیت بکن با سلام
چه خوب و با شکوهه خورشید که پشت کوهه
نماز صبح بخونیم حالا وقت طلوعه
برچسبها:
نماز
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
مداد
مداد
یک روز زنی به اورژانس زنگ می زند و می گوید: «دکتر، به دادم برسید. بچه ام مداد قورت داده.»
دکتر می گوید: «نگران نباشید. خیلی زود می آییم.»
زن می گوید: «دکتر، تا آن وقت من چی کار کنم؟»
دکتر می گوید: « می توانید با خودکار بنویسید!»
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
وقت اذان است
وقت اذان است
وقت اذان است
گلها می خندند
پشت سر سرو
قامت می بندند
سنبل می گوید
الله اكــــــــــــبر
لاله می خواند
سوره را از بر
نرگس در ركوع
گل میدهد باز
كوكب در سجده
غرق در نیاز
دستان سوسن
رو به قنوت است
وقت تشهد
بر سمت توت است
هنگام سلام
گلها یكـــــرنگند
وقت اذان است
گلها می خندند
برچسبها:
وقت اذان است
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
یک دعا...

خدايا
گفتم : خسته ام !
گفتي:لاتقنطوا من رحمة الله..........از رحمت خدا نااميد نشويد( زمر/53)
گفتم: كسي نميدونه تو دلم چي ميگذره!
گفتي: إنّ الله بين المرء و قلبهُ............خدا حائل است ميان انسان و قلبش( إنفال/26)
گفتم: كسي را ندارم!
گفتي: نحن أقرب إليه من حبل الوريد............ما از رگ گردن به تو نزديكتريم(ق/16)
گفتم: ولي انگار اصلا منو فراموش كرديد!
گفتي: فاذكروني، اذكركم.............مرا ياد كنيد تا به ياد شما باشم(بقره/152)
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
میخواهم نماز بخوانم
تصاویر جذاب کودکان به هنگام عبادت






برچسبها:
تصاویر جذاب کودکان به هنگام عبادتادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
نی نی کوچولو
نی نی کوچولو
نام خواننده : ناصر کشاورز

ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
یه الکرسی موجب توفیق در کارها
در روایتی آمده است که : هنگام بیرون رفتن از خانه آیه الکرسی ، سوره قدر و سوره حمد را بخوانید؛
زیرا این موجب توفیق در کارها و برآوردن حوایج دنیا می شود.
بحار الانوار 76/169
آیه الکرسی عظیم ترین آیه ای است که بر پیامبر نازل شد. ابوذر رحمته الله علیه می گوید : وارد مسجد شدم،
دیدم که رسول مکرّم اسلام (ص) تنها نشسته، فرصت را غنمیت شمردم که به خدمتش رسیدم و سوال کردم :
یا رسول الله ! عظیم ترین و بزرگترین آیه ای که خداوند بر شما نازل کرده، کدام آیه است ؟
حضرت فرمود : آیه الکرسی
سپس ادامه داد : ای ابوذر ! آنچه در آسمان هفتگانه می باشد در کرسی مثل حقله ای است که در بیابان
بی آب و گیاه افتاده باشد.
پیامبر اکرم (ص) با این بیان عظمت آیه اکرسی را خواست تقریب به ذهن کند، که کرسی چیست و آسمان
هفتگانه با آنچه در آن است در نظر ما چه عظمتی دارد؟
این آسمان در مقابل کرسی مثل حلقه ای است که در بیابانی افتاده باشد
با دانلود کردن این فایل و گوش دادنش دیگه میتونید آیه الکرسی را درست بخونید و کسانی هم که
خواندن آن را بلدن داشتن این فایل ضرری نداره و اگر نظر منا بخواین حتما دانلودش کنید.

لینک دانلود
برگرفته ار وبلاگ: خدا دوستت دارم.
فایلmp3
برچسبها:
یه الکرسی موجب توفیق در کارها
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
نظر خودتان را بنويسيد .
با خواندن این شعر به یاد کدام یک از درس های کتاب
هدیه های آسمانیت می افتی ؟
نظر خودتان را بنويسيد .
علي بود و همراز او فاطمه و درپيش آنها سه فرزند خردسالشان
همه روزه بودند و در انتظار كه رويد گل نازنين اذان
همه روزه بودند و افطار شد و يك سفره ي ساده روي زمين
دو تا قرص نان بود و يك كاسه شير و يك كاسه ي آب،تنها همين
فقيري به در زد:(كسي خانه نيست؟)) ((من بينوا را كمي نان دهيد))
صدايش كه بوي غم و درد داشت به گوش همان روزه داران رسيد
نگاهي به يكديگر انداختند گل خنده بر چهره ها نقش بست
و تصوير تصميمي از همدلي بر آن چهره هاي خدايي نشست
علي از سرسفره برخاست زود به يك دست نان و به يك دست شير
غذا را علي برد تا پشت در نبايد گرسنه بماند فقير
سر سفره جز ان پنج گل خدا بود و آواز مهتاب بود
همه روزه بودند و افطارشان به جز مهرباني فقط آب بود
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
شعر دانش آموز

ما دانش آموزيم
سربلند و پيروزيم
باغ سبز فرداييم
نونهال امروزيم.
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
نردبان بیست و چهار پله
نردبان بیست و چهار پله
اولی: دیروز مردی را دیدم که از یک نردبان بیست و چهار پله به زمین افتاد و چیزیش نشد.
دومی: غیر ممکن است.
اولی: چرا غیرممکن است؟ آن مرد از همان پله اول افتاد!
موی سفید
یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مىکرد نگاه مىکرد. ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟
مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى کنى و باعث ناراحتى من مى شوی، یکى از موهایم سفید مى شود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!
شكار شیر
دو شكارچی به قصد شكار به جنگل رفتند و چادر زدند.
اولی با غرور گفت: رفیق تو آتش آماده كن تا من بروم حیوانی شكار كنم و بیاورم تا كبابش كنیم.
رفت و چند قدمی كه دور شد، شیری او را دنبال كرد، اسلحه اش را انداخت و به طرف چادر فرار كرد.
وارد چادر شد و در حالی كه از در پشت چادر فرار می كرد به دوستش گفت: آهای رفیق این یكی رو بگیر و كباب كن، تا دومی را شكار كنم.
فضولی
به آدم فضول گفتند: نصف دنیا را به تو می دهیم، دیگر فضولی نكن!
آدم فضول گفت: ببخشید، نصف دیگرش را به كی می دهید؟
درس من و معلم
حسن: درس من از معلم مان بهتر است.
مادر: چرا؟
حسن: آخر من امسال به کلاس بالاتر آمده ام، اما معلم مان در همان کلاس پارسال مانده است.
شجاعت
اولی: پارسال که به شکار رفته بودم به یک شیر و پلنگ برخوردم. دم شیر را بریدم. گوش های پلنگ را هم از سرش کندم.
دومی: آفرین به تو، آدم شجاعی هستی. راستی چرا شیر و پلنگ را نکشتی؟
اولی: آخر پیش از من یکی آن ها را کشته بود.
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
با هم بخنديم
چند تا برادر
کاوه:"احمد! تو چند تا برادر داري؟"
احمد:"يکي"
کاوه:"چرا دروغ مي گويي؟ من از خواهرت پرسيدم که چند تا برادر داري گفت دو تا."
آثار تاريخي
دو نفر با هم مشغول گفت و گو بودند.
اولي پرسيد:"اين شهر آثار تاريخي ندارد؟"
دومي جواب داد:"نه ندارد، ولي قرار است که بسازند."
چتر نجات
خلبان:"آقا، من يک چتر نجات مي خواهم."
فروشنده:"بفرماييد، اين بهترين چتر نجاتي است که دارم."
خلبان:"مطمئن هستيد که خوب باز مي شود؟"
فروشنده:"کاري ندارد امتحانش کنيد. اگر خوب باز نشد آن را بياوريد تا برايتان عوض کنم."
س و ص
معلم:"احمد در ورقه ي امتحانت «صفا» را يکبار با سين نوشته اي و يکبار با صاد، بالاخره من نفهميدم کدام يکي را قبول کنم؟"
احمد:"آقا اجازه، راستش خود من هم نفهميدم، چون رفيق دست راستي ام آن را با صاد نوشته بود و رفيق دست چپي ام با سين."
دوا
دکتر:"چرا دوايتان را مرتب نمي خوريد؟"
بيمار:"آخر چه کار کنم آقاي دکتر! روي شيشه نوشته، مواظب باشيد در شيشه هميشه بسته باشد!"
ساعت صحيح
ديوانه اي از يک عابر، ساعت را پرسيد. عابر هم جوابش را داد. مرد ديوانه در حالي که مي خنديد با خودش گفت:"عجب مردم ديوانه اي هستند! از سر شب تا حالا از 10 نفر ساعت را پرسيده ام، دو نفرشان مثل هم جواب نداده اند."
قهر
ديوانه ي اولي رو به ديوانه ي دومي کرد و گفت:"اگر روزي نصف کره ي زمين را به تو بدهند، چه کار مي کني؟"
ديوانه ي دومي گفت:"هيچي، قهر مي کنم و مي گويم بقيه ي آن را هم مي خواهم!
ميکروب
معلم:"پيمان روي تخته، عکس يک ميکروبب را بکش."
پيمان:"چشم."
معلم:"پس چرا نمي کشي؟"
پيمان:"آقا ما روي تخته عکسش را کشيديم، اما ميکروب را که با چشم نمي شود ديد، بايد نيکروسکوپ بياوريم تا آن را ببينيم."
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
دخترهای متحرک
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
حكايت درویش و نماز
حكايت درویش و
نماز
درویشی گیوه در پا
نماز خواند. دزدی طمع در گیوه ی او بست و گفت: با گیوه نماز درست نباشد.
درویش دریافت و گفت:
اگر نماز نباشد، گیوه باشد
برچسبها:
حكايت درویش و نماز
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
عکسهای متحرک
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
دانستنیهای ریزه میزه
تنها موجودی که می تواند به پشت بخوابد انسان است.

ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
کوسن گل
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
روزهی کوچولو
روزهی کوچولو
صبح شد و مامان مثل هر روز صبحانه
رو آماده کرد. اما مثل مثل هر روزه که نه . یه خورده فرق داشت . آخه فقط
یه لیوان شیر گذاشت توی سفره و یه ساندویچ نون و پنیر درست کرد.
کوچولو اومد جلو و گفت پس من چی؟
مامان گفت بفرمایید اینا برای شماست.
کوچولو گفت پس خودت چی؟
مامان گفت من روزه ام.
کوچولو گفت روزه چیه .
مامان گفت یعنی من چیزی نمی خورم تا شب.
کوچولو گفت: خوب منم روزه ام.
مامان گفت: نه شما هنوز کوچولویی . باید بخوری.
کوچولو ناراحت شد و بلند گفت : من بزرگ چُدم.بعد بلند شد ایستاد و قدشو کشید و گفت ببین چقدر بزرگ شدم.
مامان لپشو کشید و گفت : کوچولویی کوچولو .
کوچولو عصبانی شد . دوباره پا شد و دستاشو بلند کرد و روی پنجه پا ایستاد و گفت ببین قد بابا شدم.
مامان با خنده کوچولو رو بوسید و گفت آره بزرگ شدی . پس دیگه صبحانه نمی خواهی؟
کوچولو گفت نه من روزم.
کوچولو همین طور که حرف می زد لیوان شیرشو برداشت و خورد.
مامان گفت مگه روزه نیستی؟
کوچولو گفت شیر بخورم بعدا.
مامان گفت خوب ساندویچتم بخور بعدا روزه بگیر.
کوچولو گفت باشه . ساندویچشو گرفت و شروع کرد به خوردن.
وقتی سیر شد گفت حالا من روزم .
مامان گفت روزتون قبول باشه.
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
دانستنیهایی درباره شب قدر
دانستنیهایی درباره شب قدر
1-آیا می دانید شب قدر تنها یک شب از
سال است که سرنوشت یکسال همه
ما در آن شب مشخص می شود. آن شب یک شب خاص و
عجیب است و برای
ما خیلی خوبیها به همراه دارد. در آن شب هر دعایی ممکن است مستجاب شود.
آدم احساس می کند در آن شب خدا به زمین خیلی نزدیک تر می شود و دیگر
ز دست هیچ کس ناراحت نیست.
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
نتیجه بسیار جالب خواهد بود!
به مدت 30 ثانیه بر روی ستاره قرمز رنگ روی بینی این خانم خیره شوید. سپس
روی یک دیوار یا کاغذ سفید
نگاه کرده و مرنب پلک بزنید. نتیجه بسیار جالب
خواهد بود!

[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
دانشچو ها هم تقلب میکنند ؟؟؟؟؟؟؟؟ کم نه !!!!!!!!
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
یــــــــــک حــــــــرکت خــفــن تــــــــــــــــرررررررررررررر
99669999996669999996699666699666999966699666699
99699999999699999999699666699669966996699666699
99669999999999999996699666699699666699699666699
99666699999999999966666999966699666699699666699
99666666999999996666666699666699666699699666699
99666666669999666666666699666669966996699666699
99666666666996666666666699666666999966669999996
1.) دکمه ctrl + f رو فشار بده
2.) توش عدده 9 رو بنویس
3.) بعد رو دکمه Highlight all. کلیک کن ...
ببین چی میشه .... !!!!!!!!!!!!!!!
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
بکـــــــــــــن نکـــــــــــــــن ها ی ما بچه ها کی تموم میشه ؟؟؟؟؟؟؟
شش سال
اوّل زندگی
• گریه نکن

• دست تو دماغت نکن
• تو شلوارت پی پی نکن
• مامانت رو اذیّت نکن
• روی دیوار نقاشی نکن
• انگشتت رو تو پریز
برق نکن
• دمپایی بابا رو پات
نکن

ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
عکسهای متحرک
اینجوری از یه زن کتک خوردی !!!!!!!!

هوش به این میگن !!!

یکی هم در ادامه مطلب هست . حتما ببینید.
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
مدل ماشین عروس
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
لباس گل دخملی های ناناس
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
مدل های تابستانی لباس های کودکان
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
سخاوت کریم اهل بیت
سخاوت کریم اهل بیت
گزیده هایی از زندگی امام حسن مجتبی (ع)
حضرت امام حسن مجتبى صلوات الله
علیه در سن هفت سالگى در مجلس حضرت رسول (ص) حاضر مىشد، آیات وحى را كه
تازه نازل شده بود یاد مىگرفت و در خانه براى مادرش فاطمه (س) مىخواند،
هر وقت امیرالمۆمنین (ع) داخل خانه مىشد مىدید كه فاطمه زهرا (س) آیات
را مىخواند. مىفرمود: چه كسى این ها را به تو یاد داد حال آن كه امروز
نازل شده است؟!.
حضرت فاطمه زهرا (س) جواب مىداد: فرزندت حسن.
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
آمده نوگل ولایت
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
شب جشن حسن، ابن الحسن كو؟

من عبدم آن نگار بي بدل را
برم آن نام احلي من عسل را
به ياد آوردهام روزي كه بشكست
به دستان الهياش هُبَل را
به روز امتحان امّ الدَّغل را
براي بغض او، اُمّ المعاصي
چرا كافي نداند اين علل را
از آن مولا به زشتي ياد ميكرد
به خصم ساغر و پيمانه لعنت
به آن هيزم به دستاني كه از كين
به صيّاد قسي القلب بي رحم
كه صيدش را كشد در لانه لعنت
به آن دستي كه ياس فاطمي را
به جسم لانه گونش خنده ميزد
به آن لبخند دژخيمانه لعنت
الهي دلبر دور از وطن، كو؟
شب جشن حسن، ابن الحسن كو؟
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
شب جشن امام دوم شیعیان

گل ها به عطر عود تنت گیر می دهند
پروانه ها به سوختنت گیر می دهند
منبر ندیده های نماز خلیفه ها
حتی به شیوه ی سخنت گیر می دهند
دیروز اگر به صلح شما گیر داده اند
امروز هم به سینه زنت گیر می دهند
زهرا! چرا همیشه در این کوچه های تنگ
غم ها به خنده ی حسنت گیر می دهند؟
اصلا فدک بهانه ی شان بود ای غریب
بی برگه هم به رد شدنت گیر می دهند
ای یوسف مدینه چرا جای پیرهن
با تیرو تیغ بر کفنت گیر می دهند؟
این چند تیر مانده دگر قسمت تو نیست!
وقتش به پاره های تنت گیر می دهند
شاعر:رضا جعفری
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]

تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم
بارالها!مددی کن که همه پاک شویم
دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان
درجوارحرم عشق همه خاک شویم
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
قصه ی لاک پشت ها
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است
یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است

آلفرد نوبل از جمله افراد
معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن،
آگهی وفاتش را بخواند!
حتما می دانید که نوبل مخترع دینامیت است.
زمانی که برادرش لودویگ فوت شد،
روزنامهها اشتباهاً فکر کردند
که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است.
آلفرد وقتی صبح روزنامه ها
را میخواند، با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد:
"آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مرگ آور ترین سلاح بشری مرد!"
آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟
سریع وصیت نامهاش را آورد. جملههای بسیاری را خط زد و اصلاح کرد.
پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزهای برای صلح و پیشرفتهای صلح آمیز شود.
امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل،
جایزههای فیزیک و شیمی نوبل و ... میشناسیم. او امروز،
هویت دیگری دارد.
یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است!
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
عدد عجیب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
قصه ۱۷ شتر و قضاوت امیر المومنین(ع)

انا مدینه العلم و علی بابها
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
جشنواره غذا " یادش بخیر اون روز رو "
یک روز برنامه جشنواره غذاهای سنتی در مدرسه برگزار شد .
خدا قسمت کنه همیشه از این نوع جشنواره ها باشه .
میدونید در جشنواره غذا شور و شوق زیادی از طرف مدرسه برپا بود ولی در
جشنواره جابربن حیان هیچ نوع تبلیغ یا شور و اشتیاقی در کار نبود .

اون روز معلمها به بهانه داوری کردن و امتیاز دادن به عذا ها
چه ....
بهانه خوبی بود ها .
ما هم نگاه میکردیم که ببینیم از کدوم غذا خوششون میاد !!!!!!!!!!!
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
نقاشی با فلفل
موضوع : تکنیک تصویر سازی چاپ میوه روی پارچه

بقیه در ادامه مطلب
برچسبها:
نقاشی با فلفلادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
داستان و جادوی عدد 13

من نمی دونم چرا میگن عدد 13 نحس هست ؟
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
دوستان خوبم دلم براتو تنگ شده !!!
این دسته گل هدیه به دوستان خوبم در مدرسه قریشی ...
حیف که امسال در کنارشان نیستم !!!!!!
میدونم که میدونید چرا .
من عاشق کتاب هستم ولی در طول سال تحصیلی کتابخانه مدرسه و سایت اون خاک خورد ولی دریغ از یک کتاب که به دانش آموزان امانت بدهند !!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ما بچه ها عضو کتابخانه شدیم ولی با بی اعتنایی خانم مربی روبرو می شدیم.
به ما مربوط نیست که خانم مربی به مرخصی می خواهد برود و ...
مدرسه 400 نفره نیاز به .......
سال دیگه در خدمت شما دوستان گلم نیستم
دلم برا همتون تنگ میشه بچه ........
مریم - سمانه - سیما -هانیه - فاطمه - آ فرین - سارا - ملیکا- مطهره و ....
همه و همه حتی دلم برای اون
تحته کلاس که همیشه گچ روی اون سر میخورد و با کلی کلنجار رفتن با ...
ماه بهمن تخته جدید اوردند
دلم برا همتون تنگه از الان
بقیه دسته گلهام رو در ادامه مطلب براتون میگذارم
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
بازی و ضرب المثل
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
اهمیت نماز

امام باقر (ع) فرمودند : « هنگامی که کودک وضو و نماز را ( به کمک والدین ) یاد گرفت ، خداوند سبحان گناهان پدر و مادرش را می بخشد . »
رسول گرامی اسلام (ص) فرمودند : « فرزندان خود را به نماز وادار کنید هنگامی که به سن هفت سالگی رسیدند . »
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
لینک های داستان
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
گلچین احادیث نماز

معراج مؤمن
قال رسول الله (ص ) : الصلوة ، معراج المؤمن
نماز، معراج مؤمن است
برچسبها:
گلچین احادیث نمازادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
چرا در نماز حواس پرت هستیم؟
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
نكات آموزنده در زندگي حضرت فاطمه (س)
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
نماز شب فاطمه سلام الله علیها
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
داستانی از مهرباني امام حسن علیه السلام
مهرباني در برابر نامهرباني

همواره امام، مهرباني را با مهرباني پاسخ مي گفت، حتي پاسخ وي در برابر نامهرباني
نيز مهرباني بود.
چنان که نوشته اند، امام، گوسفند زيبايي داشت که به آن علاقه نشان مي داد.
روزي
ديد گوسفند، خوابيده است و ناله مي کند. جلوتر رفت و ديد که پاي آن
را شکسته اند.
امام از غلامش پرسيد:
«چه کسي پاي اين حيوان را شکسته است:؟ غلام گفت: «من شکسته ام.»
حضرت فرمود: «چرا چنين کردي؟» گفت: «براي اينکه تو را ناراحت کنم».
امام با تبسمي دل نشين فرمود:
«ولي من در عوض، تو را خشنود مي کنم، و غلام را آزاد کرد».
همچنين
آورده اند، روزي امام، مشغول غذا خوردن بودند که سگي آمد و برابر
حضرت
ايستاد. حضرت، هر لقمه اي که مي خوردند. لقمه اي جلوي سگ
مي انداختند.مردي پرسيد:
«اي فرزند رسول خدا! اجازه دهيد اين حيوان را دور کنم». امام فرمود:
«دعه انّي لاستحيي منا لله عزّ و جل ان يکون ذو روح ينظر في وجهي و انا آکل
ثم لا اطعمه؛
نه رهايش کنيد! من از خدا شرم مي کنم که جانداري به صورت من نگاه کند و
من در حال غذاخوردن باشم و به او غذا ندهم. »

[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
تست

عدد بعدی کدام است ؟ …. ، ۵۵ ، ۱۹ ، ۷ ، ۳
الف) ۱۷۳ ب) ۱۴۳ ج) ۱۵۳ د)
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
عکس بچه های شیطون
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
مدل جدید دستکش های بافت
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
مدل های مختلف بافتنی برای خانم های خوش پوش
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
كوتاه اما شيرين

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی .
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم
دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بیتردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدینگونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دستکم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غره نشوی.
و نیز آرزومندم
مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است؛
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا
نگهدارد.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ سادهای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران
ناپذیر میکنند.
و با کاربردِ درست صبوریات برای دیگران
نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی.
و اگر رسیدهای، به جواننمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرندهای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره
گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.امیدوارم
که دانهای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود
دارد. بعلاوه، آرزومندم پول داشته
باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است »
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ
دیگری است!
و در پایان، اگر مرد
باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پسفردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همهی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم.
ويکتور هوگو
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
داستان هایی از بسم الله الرحمن الرحیم 4

روى بسته اى بسم الله الرحمن الرحیم نوشته شده بود
رئیس گروهى از دزدان ، قافله اى را غارت نمود، در میان آنها شخصى بسته اى پارچه داشت که جمله
(( بسم الله الرحمن الرحیم )) را ...
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
داستان عذاب وجدان
داستان عذاب وجدان
یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می
کردن.
پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو
چندتایی شیرینی با خودش داشت.
پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت: من همه تیله
هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینی هاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد.
پسر کوچولو بزرگ ترین و قشنگ ترین تیله رو
یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون
جوری که قول داده بود، تمام شیرینی هاشو به پسرک داد.
همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و
خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه؛ چون به این فکر می کرد که همون طوری
که خودش بهترین تیله هاشو یواشکی پنهان کرده، شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه
خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده.
برچسبها:
داستان عذاب وجدان
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
داستان تور تفريحي پير زن ها
داستان تور
تفريحي پير زن ها
تعدادى پیر زن با
اتوبوس عازم تورى تفریحى بودند. پس از مدتى یکى از پیر زنان به پشت راننده زد و یک
مشت بادام به او تعارف کرد.
راننده تشکر کرد و
بادامها را گرفت و خورد.

در حدود ٤٥ دقیقه
بعد دوباره پیر زن با یک مشت بادام نزد راننده آمد و بادامها را به او تعارف کرد.
راننده باز هم تشکر کرد و بادامها را گرفت و خورد.
این کار
دوبار دیگر هم تکرار شد تا آن که بار پنجم که پیر زن باز با یک مشت بادام سراغ
راننده آمد، راننده از او پرسید: چرا خودتان بادامها را نمىخورید؟
پیر زن گفت چون ما
دندان نداریم.
راننده که خیلى
کنجکاو شده بود پرسید پس چرا آنها را خریدهاید؟
پیر زن گفت: ما
شکلات دور بادامها را خیلى
دوست داریم
برچسبها:
داستان تور تفريحي پير زن ها
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
داستان حق تقدم
داستان حق تقدم

کشتي
درحال غرق شدن بود.
ناخدا فرمان خروج از کشتي را صادر کرد.
مردها براي خروج هجوم
آورده بودند.
ناخدا مانع خروج مردها شد و گفت: خجالت بکشيد حق تقدم با زنان است.
زنان بسيار خوشحال شدند و ضمن تشکر از ناخدا به خاطر رعايت حق خانم ها يکي يکي از
کشتي خارج شدند ...
پنج دقيقه بعد ناخدا گفت: آقايان بفرمائيد پياده شويد.
کوسه ها
به اندازه کافي سير شدند.
برچسبها:
داستان حق تقدم
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
شما بیش از آن چه باور دارید می توانید انجام دهید.
شما بیش از آن چه باور دارید می توانید انجام دهید.

دانشمند ی آزمایش جالبی انجام داد...
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
معمای ریاضی
معمای ریاضی
ريچارد یک دروغگوی حرفه اي است او شش روز هفته دروغ مي گوید و فقط
يک روز از هفته است كه حرف راست مي زند . حالا شما با توجه به حرفهایش
بگویید او چه روزي را راست مي گوید؟
روز اول:
من دوشنبه و سه شنبه دروغ مي گم
روز دوم:
امروز پنج شنبه يا شنبه يا يك شنبه است
روز سوم :
من چهار شنبه و جمعه دروغ مي گم.
به نظر شما جواب چیست ؟
برچسبها:
معمای ریاضی
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
یک فعالیت دست ورزی ریاضی
یک فعالیت دست ورزی ریاضی
تصویر زیر که به دایره های طوسی معروف است، چگونگی ترسیم یک خط راست با استفاده از دو دایره را نشان می دهد.
منبع:تبیان
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]
معمای مربع گمشده
معمای مربع گمشده
معمای مربع گمشده معمایی متاثر از خطای دید است و در کلاسهای درس ریاضیات برای به کارگیری تجسم هندسی دانشآموزان مطرح میشود.
این پازل دو ترکیب از اشکالی را نشان میدهد که ظاهراً هر دو یک مثلث قائمالزاویه هستند. اما یکی از آنها یک مربع ۱×۱ فضای خالی دارد

براي مشاهده پاسخ اين مسئله به ادامه مطلب برويد.

ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نازنین فاطمه ]
[
]